تنــدروی و انحــراف (تقابل همیشگی حق‌مداران و باطل‌گرایان)

تنــدروی و انحــراف (تقابل همیشگی حق‌مداران و باطل‌گرایان)

خرداد ۵, ۱۴۰۵

در ادبیات سیاسی مدرن جریان‌های گوناگون به شیوه‌های مختلف و هر کدام براساس معیاری خاص تقسیم‌بندی می‌شوند که در ادامه به دو مورد از مهم‌ترین آنها جهت درک عمیق تر گفتمان انقلاب اسلامی در این موضوع اشاره شده است:

الف) چپ، راست و میانه: برخی اندیشمندان و نویسندگان، جریان‌ها را به چپ، راست و میانه تفکیک می‌کنند. خود این دسته‌بندی هم بر دو پایه صورت می‌گیرد:

یک. در چارچوب اندیشه مارکسیستی، چپ‌گرایان طرفدار مدیریت متمرکز دولتی، عدالت و برابری، ترجیح منافع جمعی بر امیال فردی و مخالف سرمایه‌داری معرفی می‌شوند و راست‌گرایان هواخواه مدیریت غیرمتمرکز، آزادی، بازار آزاد و نظام سرمایه‌داری دانسته می‌شوند.

دو. در مراحل اولیه انقلاب فرانسه مجلس انقلابی تشکیل شد که رئیس در وسط جایگاه می‌نشست و جریان‌های با رویکرد سیاسی خاص در سمت چپ و جریان‌های مقابل در سمت راست رئیس مستقر می‌شدند. هرچه محل استقرار افراد به محل استقرار رئیس نزدیک‌تر بود میانه‌روتر و هرچه از رئیس دورتر می‌شد تندروتر محسوب می‌شدند.

اعضای شورای ملی هوادار پادشاه در سمت راست و رئیس‌جمهور و هواداران انقلاب در سمت چپ تقسیم می‌نشستند از زمانی که مجلس ملی در سال ۱۷۹۱ با یک مجلس قانونگذاری جایگزین شد اختلافات ادامه یافت. «نوآوران» در سمت چپ نشسته بودند، «میانه‌روها» در مرکز جمع شدند، در حالی که «مدافعان وظیفه‌شناس قانون اساسی» در سمت راست نشسته بودند. به دنبال کودتای ۲ ژوئن ۱۷۹۳ و دستگیری ژیروندین‌ها، سمت راست مجلس خالی شد و اعضای باقی‌مانده به مرکز منتقل شدند. با این حال، به دنبال واکنش ترمیدوریان در سال ۱۷۹۴، اعضای چپ افراطی کنار گذاشته شدند و روش نشستن لغو شد.

جالب اینکه این جابجایی در محل استنقرار براساس نوع رویکردها همچنان استمرار پیدا کرد.

ب) مدرن و سنتی: این رویکرد براساس موضع نسبت به جهان مدرن با محوریت اندیشه غربی جریان‌ها را تعریف می‌کند. هر گروه و جریانی که همسو و پذیرای اندیشه و روش غربی باشد مدرن محسوب می‌شود (هرچند نوگرا نباشد!) و هر جریانی که اندیشه و روش غربی را پذیرا نباشد سنتی و کهنه‌پرست دانسته می‌شود.

با قطع نظر از دسته‌بندی‌های فوق و سایر دسته‌بندی‌هایی که پرداختن بدانها مجال دیگری می‌طلبد، در ادامه نظام دسته‌بندی جریانات سیاسی در اندیشه اسلامی با تأکید بر ادبیات سیاسی امام شهید مورد توجه قرار گرفته است.

نظام دسته‌بندی در اندیشه اسلامی

اندیشه اسلامی مبانی و معیارهای خاص خودش را دارد و براساس آن جهان اجتماعی و سیاسی شناسایی و دسته‌بندی می‌شود. جریان حق در مقابل جریان باطل اساسی‌ترین مبنا و محور دسته‌بندی است.

تفکیک جریان‌ها به افراطی و تفریطی هم نوعی دیگر از دسته‌بندی است. بر این اساس هر جریانی که نسبت به امور و موضوعات مختلف زیاده‌روی یا کم‌روی داشته باشد افراطی و تفریطی دانسته می‌شود و جریان ممدوح و مثبت جریانی است که اهل اعتدال باشد.

در اندیشه اسلامی این دسته‌بندی‌ها مورد پذیرش است. اهل حق ممکن است دچار افراط و تفریط شوند اما به میزان ابتلا به این دو نقیصه انحراف هم شکل می‌گیرد.

تندروی و انحراف

براساس آیات و روایات و مبتنی بر اندیشه ناب اسلامی، معیار اصلی دسته‌بندی و ارزیابی جریان‌ها «استقامت بر صراط مستقیم» است. هر جریانی که در مسیر ارزش‌های اسلامی در صراط مستقیم باشد مورد تأیید و هر جریانی که از صراط مستقیم متمایل به چپ و راست بشود منحرف دانسته می‌شود. در این چارچوب اگر هدفی ارزشمند و متعالی باشد هرچه سریع‌تر بتوان به سمت آن حرکت کرد مطلوب‌تر است و کندی و تعلل در این مسیر امری ناپسند شمرده می‌شود. تلاش برای تحقق سریع‌تر ارزش‌هایی چون عدالت، آزادی، استقلال، تقوا، صداقت، شجاعت، عقلانیت، سخاوت و قرب الی‌الله بسیار پسندیده است.

مولای متقیان علی(ع) در دعای شریف کمیل از خدای متعال، قوت اعضا، قدرت عزم و جدیت و دوام خدمت را طلب می‌کند تا در حرکت به سمت مقام قرب «شتابان» از دیگران «سبقت» بگیرد:

﴿یَا رَبِّ یَا رَبِّ یَا رَبِّ قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِیمَهِ جَوَانِحِی وَ هَبْ لِیَ الْجِدَّ فِی خَشْیَتِکَ وَ الدَّوَامَ فِی الِاتِّصَالِ بِخِدْمَتِکَ حَتَّى أَسْرَحَ إِلَیْکَ فِی مَیَادِینِ السَّابِقِینَ وَ أَسْرَعَ إِلَیْکَ فِی الْبَارِزِینَ وَ أَشْتَاقَ إِلَى قُرْبِکَ فِی الْمُشْتَاقِین﴾

ای پروردگار من! ای پروردگار من! ای پروردگار من! به اعضایم در مقام بندگیت نیرو بخش و دلم را عزم ثابت ده و کوشش در خوف و خشیتت را و اینکه پیوسته در خدمتت باشم، بر من مقدر فرما تا آنکه من در میدان‌های طاعتت بر همه پیشینیان سبقت گیرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آیم و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم.

امام شهید آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای(قدس سره) در مسیر حرکت به سمت کمالات معتقد به جدیت و سرعت بودند. به باور ایشان در چارچوب اندیشه دینی تندروی مقابل میانه‌روی نیست بلکه نقطه مقابل تندروی، انحراف است:

دشمنان انقلاب از روز اول آمدند تعبیر ادبیات تندرو و میانه‌رو را مطرح کردند؛ فلانی تندرو است، فلان جریان تندرو است، فلان جریان میانه‌رو است. آن روز، از همه تندروتر هم از نظر آنها امام بزرگوار بود؛ امروز هم از همه تندروتر، به نظر آنها این بنده حقیر هستم. میانه‌رو حرف قشنگی است اما اسلام این‌جوری حرف نمی‌زند؛ بفهمیم معارف اسلامی را. اسلام، طرف‌دار میانه و طرف‌دار «وسط» است: ﴿وَ کَذلِکَ جَعَلنکُم اُمَّهً وَسَطًا﴾ (بقره / ۱۴۳) اما «وسط» در اسلام چیست؟ در مقابل تندرو است؟ نه، «وسط» در مقابل منحرف است: «اَلیَمینُ وَ الشِّمالُ مَضَلَّهٌ وَ الطَّریقُ الوُسطی‌ هِیَ الجادَّه»؛ (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶) این نهج‌البلاغه است. راه میانه یعنی راه مستقیم، راه جاده. اگر از این راه مستقیم منحرف شدید ـ چه به این طرف و چه به آن طرف ـ این غیر میانه است. پس در مقابل میانه‌رو تندرو نیست؛ در مقابل میانه‌رو منحرف است. آن کسی میانه‌رو نیست که منحرف از راه و منحرف از جاده است؛ اما در جاده، بعضی‌ها تندتر می‌روند و بعضی‌ها کندتر می‌روند. تند رفتن در صراط مستقیم چیز بدی نیست؛ ﴿سابِقوا إلی مَغفِرَهٍ مِن رَبِّکُم﴾؛ (حدید / ۲۱) جلوتر بروید. (۵/۱۲/۱۳۹۴)

جریان‌های شکل‌گرفته پس از وقوع انقلاب اسلامی را هم باید در همین چارچوب دسته‌بندی و تعریف کرد. انقلاب اسلامی انقلابی است برای احیا و حاکمیت‌بخشی به ارزش‌های اسلامی. تمام همت و توان باید مصروف همین امر باشد. حد وسط یعنی پایمردی و پافشاری بر ارزش‌های انقلابی و تلاش برای تحقق سریع‌تر آن. تلاش برای سرعت بخشیدن به تحقق این ارزش‌ها تندروی بر صراط مستقیم است و تعلل و اعوجاج در این امر حیاتی انحراف است نه تعادل. منحرفان از اصول انقلاب اسلامی این استقامت را تندروی می‌دانند.

بیان امام شهید را ببینید:

آنهایی که امروز در بیرون از مرزهای کشور می‌گویند تندرو، مقصودی دارند و معنایی مورد نظرشان است. دوستان ما و برادران ما در داخل مراقب باشند آنچه مقصود او است تکرار نکنند. آنهایی که می‌گویند تندرو، منظورشان کسانی است که در راه انقلاب مصمم‌تر و پایدارترند؛ حزب‌اللهی‌ها را می‌گویند تندرو. میانه‌رو [هم] کسی است که در مقابل آنها تسلیم باشد. در ادبیات سیاسی آمریکا و انگلیس و امثال اینها، معنای تندرو و میانه‌رو این است: تندرو کسی است که پایبند انقلاب است، میانه‌رو کسی است که در مقابل خواسته‌های آنها تسلیم است. حالا چه کسی در مقابل آنها تسلیم است؟ خوشبختانه خودشان هم اعتراف دارند و می‌گویند در ایران میانه‌رو نداریم، همه تندروند. این حرف حرف درستی است؛ در ملت ایران هیچ‌کس طرف‌دار وابستگی به اینها نیست. گاهی غفلت می‌شود، لغزش به‌وجود می‌آید و بعضی اشتباه می‌کنند، اما قاطبه ملت ایران طرف‌دار انقلابند، دنباله‌روِ انقلابند و پافشاری بر انقلاب می‌کنند؛ آنها به این می‌گویند تندرو. چرا ما تکرار کنیم حرف آنها را؟ به داعش هم می‌گویند تندرو؛ داعش تندرو است؟ داعش منحرف است؛ منحرف از اسلام است، منحرف از قرآن است، منحرف از صراط مستقیم است. ما به این معنا تندرو نداریم. توجه کنند ادبیاتی که دشمن به کار می‌برد و معنای خاصی را که در نظر دارد ما تکرار نکنیم. (۵/۱۲/۱۳۹۴)

در مجموع در نظام اندیشه اسلامی افراط و تفریط در امور مختلف امری ناپسند است اما تندروی برای رسیدن به ارزش‌ها ممدوح است. آنچه مهم است حرکت بر مدار حق و دوری از پرتگاه باطل است. کسی که در مسیر حق حرکت می‌کند در مسیر صراط مستقیم است و حرکت در این جاده هر چه تندتر باشد بهتر است و انسان مجاهد زودتر به مقصد و مقصود می‌رسد. کسانی که حقیقت را رها می‌کنند از صراط مستقیم جدا شده و دچار انحراف می‌شوند.

بنابراین «تندروها حق مدارند» و نقطه مقابل آنها «منحرفانی هستند که به باطل گرایش پیدا می‌کنند».

منبع خبر: معاونت پژوهشی