در تجمعات شبانه بعثت مردم چه بخواهیم؟
خرداد ۹, ۱۴۰۵
یکی از راههای ارزشگذاری انسان، خواستهها و اهداف اوست. هر موجودی با شاخصهایی ارزشگذاری میشود. به عنوان نمونه، ارزش گل به رنگ و لعابش، ارزش یک کارگر به قدرت بدنیاش، ارزش یک استاد و معلم به علم و دانشش، و ارزش یک پزشک به قدرت تشخیص بیماری است. حال سؤال این است: ارزش انسان به چیست؟ در پاسخ این سؤال شاخصههای گوناگونی مطرح میشود. یکی از این شاخصهها خواستهها و امیال انسان است. انسانها با توجه به برد امیال و خواستههایشان بزرگ و کوچک میشوند. هرچه افق دید گستردهتر باشد و چشمانداز بلندتر باشد، انسانیت بیشتر میشود.
دو طفل شیرخوار را در نظر بگیرید. گاهی وقتها این دو با هم دعوا میکنند و کشمکش و نزاع دارند بر سر یک وسیله اسباببازی چوبی خیلی کوچک. وسیله خیلی کوچک است و اصلاً هم نمیدانند کاراییاش چیست؛ فقط هر کدام میخواهد این وسیله را بگیرد و مال خودش باشد. اگر دیگری گرفت، این با او میجنگد یا میزند زیر گریه. اصلاً نمیداند با این وسیله چه کار میشود کرد. اما اگر سنشان بالاتر رود، مثلاً دو بچه پنجساله، ممکن است سر یک مداد با هم دعوا بیفتند و کشمکش و نزاع داشته باشند. اینجا آن بچه میفهمد این مداد وسیلهای برای نوشتن است و به خاطر این میخواهد آن را تصاحب کند و اگر شکست بخورد ناراحت میشود و گریه میکند. نهایت خواسته این دو کودک که با هم در نزاع و کشمکش هستند گرفتن آن مداد است. اصلاً برای این دو کودک خردسال پنجساله داشتن یک موتور برای ویراژ دادن در خیابان ارزش ندارد. با اینکه ارزش موتور بیشتر از یک مداد است، اما اینها چون سطح درک پایینی دارند، به داراییها و ثروتهای بالاتر ادراکی ندارند. این دو بچه خردسال نهایت خواستهشان داشتن یک مداد است.
سنشان که بیشتر میشود و به ۱۷ یا ۱۸ سال میرسند، ممکن است دو نوجوان با هم دعوا بکنند؛ مثلاً دو برادر دعوایشان سر داشتن یک موتور باشد و هر کدام دوست داشته باشند موتور را مال خودشان کنند. نهایت خواستههایشان داشتن موتور است.
دیگران که دعوای این دو نوجوان را میبینند، ممکن است در دلشان به آنها بخندند و مسخرهشان کنند و بگویند ارزش مورد نزاع ناچیز است. ثروتهای خیلی بالاتری که ارزششان از موتور بیشتر است در دنیا وجود دارد. مثلاً فرض کنید کسی که املاک بزرگ را خرید و فروش میکند وقتی دعوای این دو نوجوان را سر یک موتور میبیند ممکن است به آنها بخندد، چون خودش چشمانداز بالاتری از ثروت دارد. دو آدمی که در املاک کار میکنند چشماندازشان تصاحب زمین است که ارزش میلیاردی دارد. طبیعتاً هر کدام به زمین و ملک برسد احساس موفقیت و پیروزی میکند. اما اگر کسی نگاهش بالاتر از این دو نفر املاکی باشد، خواستهاش اساساً خواسته کوچک دنیایی نیست، بلکه تبدیل به خواستههای جهانی و معنوی و بینالمللی میشود. اکنون شعار مرگ بر آمریکا و دعوای ما با آمریکا بر سر جابجایی قدرت در سطح جهانی است. ما در حال گرفتن قدرت و اداره دنیا از دست آمریکا و سپردن آن به صاحب اصلی آن هستیم.
خواسته ما در این تجمعات این است که حق اداره جهان توسط آمریکا غصب شده و بنا بر وعدههای داده شده از سوی پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) با قیام مردم پارس این حق باید به دست مبارک امام زمان برسد و اوست که صلاحیت اداره این جهان را دارد و الا اگر هدفمان حفظ کشور و خانه و مملکت باشد خوب است اما حداقلی است و در شان انسان متمدن آخرالزمانی نیست، زیرا سایر موجودات نیز به صورت غریزی در دفاع از خانه خود عکسالعمل نشان داده و بی تفاوت نیستند. پس خواست حفظ وطن هر چند اصیل و نشان از سلامت فطرت دارد، نیاز همه بشریت به امنیت را فراهم نمی کند، زیرا فاقد نگاه تمدنی است.
در نگاه کلان به بعثت ملت ایران، با تأمین هدف اصیل حکومت عادلانه الهی بر روی زمین و ستاندن آن از دست مستکبران و غاصبان، اهداف ملی مانند امنیت استقلال و معیشت تأمین نیز می شود. اگر نگاه ما نگاه جهانی به این تجمعات باشد، چون که «صد آمد، نود هم پیش ماست»، همه اهداف ملی همه ملتها تأمین میشود. اگر اداره جهان به دست امام زمان بیفتد، علاوه بر کشور عزیزمان ایران، بلکه همه کشورهای جهان از تجاوز و تعرض سالم میمانند.
اگر شعارهای ما فقط شعارهای ملی باشد، فقط ایرانیان با این تجمعات همراه میشوند؛ اما اگر شعارمان شعار جهانی باشد، شعار تبرّی انسان از نظام فعلی غاصب حاکم بر دنیا باشد، سایر ملتها هم داخل این جبهه میشوند.
اگر هدف ما برقراری حکومت عدل جهانی باشد که امام شهیدمان میفرمودند: «ما در مسیر رسیدن به قلهایم و آن قله حکومت عدل جهانی است»، همه انسانها در همه جای دنیا از این تجمعات حمایت میکنند؛ چون این هدف، هدفی متعالی، فرامنطقهای و معنوی است؛ هدفی مقدس و انسانی است.
هر انسان آزادهای در دنیا خواستار اداره دنیا توسط انسان کامل و پاک است و آنهایی که از اهالی جزیره بدنام اپستین هستند ـ کودکآزار، کودککش و کودکخوار ـ حق اداره و تعیین نظام عالم را ندارند.
شرکت در تجمع با هر هدفی کمتر از نگاه جهانی و ترویج پذیرش ولایت حضرت بقیهالله(عج)، خسارت و باخت است و ارزش این تجمعات را به یک ارزش حداقلی غریزی و انسانی کاهش میدهد.
