رونوشت ۱: ملتِ حاضر در خیابان؛ کیستی و خواستهها
خرداد ۳, ۱۴۰۵
الف) مردم حاضر در خیابان چه کسانی هستند؟
یکم: دشمن صهیونیستی ـ آمریکایی با هدف براندازی نظام اسلامی به ایران حمله کرد. طرح دشمن، همهجانبه و تمامعیار بود: حمله نظامی، ترور رهبران و فرماندهان، و بهرهگیری از نیروهای مزدور و تجزیهطلب برای تجزیه ایران و کشاندن کشور به سرنوشتی شبیه «لیبیسازی».
دوم: همه ارکان لشکری و کشوری برای مقابله با این طرح به میدان آمدند:
نظامیان در عرصه دفاع نظامی و مردم برای جلوگیری از حضور تروریستها و مزدوران در خیابانها، جلوگیری از ناامنسازی فضای عمومی و ممانعت از فراهم شدن زمینه حضور دشمن.
به نظر میرسد بهتدریج این هدف مهم در حال کمرنگ شدن است و نوعی جابهجایی در انجام وظایف مشاهده میشود.
سوم: پس از تجاوز دشمنان، مردم ایران یکپارچه و متحد «علیه دشمن» و «برای دفاع از اسلام، انقلاب و ایران» در تجمعات شبانه حضور یافتند. در این حضور مستمر و خستگیناپذیر، دعوت رهبر معظم انقلاب و نیز فراخوان جریانها و گروههای مختلف دلبسته ایران و اسلام بسیار مؤثر بوده است.
بر اساس گزارشهای رسمی، حدود ۶۰ میلیون نفر در این مدت در تجمعات حضور داشتهاند. اما خواستهها و هویت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این مردم چیست؟
جریانهای سیاسی میکوشند بر اساس نگاه و برداشت خود، مردم حاضر در خیابان را معرفی کنند؛ حال آنکه گزارشهای میدانی، رسانهای و مشاهدات عینی نشان میدهد این جمعیت دارای سلایق و گرایشهای متنوعی هستند. حاضران در تجمعات را میتوان در چند دسته کلی جای داد:
۱. طرفداران و وفاداران ثابتقدم
همچون همیشه، وفادارترین و معتقدترین افراد به اسلام و انقلاب، پای ثابت این تجمعاتاند و بخش قابل توجهی از حاضران را تشکیل میدهند.
۲. معترضانِ معتقد
بخشی از جمعیت به جریانهایی تعلق دارند که منتقد جدی برخی عملکردها بودهاند، اما خود را در چارچوب نظام تعریف میکنند. طیفی از جریانهای اصلاحطلب و همراهان دولت در این دسته قرار میگیرند.
۳. قشر خاکستری
گروهی از مردم عادی که معمولاً نسبت به اینگونه تجمعات بیتفاوت بوده و موضع مشخصی نداشتهاند، اما در شرایط کنونی نسبت به امنیت ایران و هویت دینی جامعه احساس نگرانی کرده و سکوت پیشین را کنار گذاشتهاند.
۴. مخالفانِ پشیمان
برخی از حاضران پیشتر در شمار مخالفان نظام قرار میگرفتند؛ افرادی که با مشاهده رفتار آشکار و خشونتآمیز دشمن، در برداشتهای پیشین خود تجدیدنظر کرده و برای جبران گذشته، حضور در صحنه را وظیفه خود دانستهاند.
۵. مخالفانِ نگرانِ ایران
بخشی هرچند اندک، همچنان با نظام موافق نیستند، اما معتقدند سقوط جمهوری اسلامی به معنای سقوط و تجزیه ایران خواهد بود؛ از این رو، برای حفظ تمامیت کشور در این عرصه حضور یافتهاند.
در مجموع، طیف گستردهای از اقشار مختلف مردم در تجمعات حضور دارند و هیچ جریان یا گروهی نمیتواند خود را نماینده همه آنان بداند. از کودکان خردسال تا نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، همگی در این عرصه دیده میشوند.
ب) خواسته این مردم چیست؟
با وجود تنوع دیدگاهها، نمیتوان خواستههای آنان را پراکنده و غیرقابل جمع دانست. دلیل اصلی حضور مردم روشن است: «مقابله با تجاوز دشمن» و نگرانی نسبت به «ایران» و «انقلاب» و احساس مسئولیت برای دفاع از آنها در برابر دشمنی که در نگاه آنان سابقهای روشن از زورگویی، عهدشکنی و فریبکاری دارد.
هدف نخست، جلوگیری از نفوذ تروریستها و جریانهای تجزیهطلب است. حضور مردم در خیابان، بهعنوان عاملی بازدارنده در برابر سناریوهای ناامنسازی و تجزیهطلبی تلقی میشود.
در عین حال، بسیاری از حاضران خواستار عقب راندن دشمن و غلبه بر آن با مؤثرترین روشهای ممکن هستند و در شرایط فعلی، رویکرد دفاعی و میدانی را قابل اتکاتر میدانند.
البته مردم در جایگاه تصمیمگیری کلان و فرماندهی نیستند؛ آنان خود را حامی، پشتیبان و مطالبهگر در چارچوب تصمیمات رسمی میدانند. نسبت مردم و فرماندهان نظامی نیز رابطه آمر و مأمور نیست. بدیهی است که اقشار مختلف با سطوح گوناگون آگاهی نمیتوانند برای نهادهای تخصصی تعیین تکلیف کنند.
در مجموع، مردم حاضر در صحنه یکدست و همسلیقه نیستند، اما هدفی مشترک دارند و برای تحقق آن، بر استفاده از مؤثرترین روشها تأکید میکنند.
در این میان، بازیگران سیاسی نباید با خودمحوری و خودبرتربینی، خود را نماینده انحصاری مردم معرفی کرده یا دیگر جریانها را با برچسبزنی و تحقیر، به حاشیه برانند؛ چراکه چنین رفتاری به پراکندگی و نزاع داخلی میانجامد و قدرت ملی در برابر دشمن را تضعیف میکند.
